فن بیان و مداحی

فن بیان و مداحی: نکات کلیدی برای موفقیت در روضه‌خوانی و نوحه‌خوانی

در این مقاله جامع، به بررسی اصول فن بیان و مداحی می‌پردازیم. این محتوا بر اساس تجربیات حرفه‌ای در حوزه آموزش مهارت‌های کلامی و صوتی برای مداحان و سخنرانان مذهبی تدوین شده است. با تمرکز بر مدیریت استرس، تقویت بیان، پرورش صدا، مدیریت لهجه و تپق، می‌توانید مهارت‌های خود را ارتقا دهید. کلمات کلیدی مانند “فن بیان مداحی”، “مدیریت استرس در سخنرانی”، “پرورش صدا برای مداحان” و “تقویت هوش کلامی” در این مقاله بهینه‌سازی شده‌اند تا دسترسی بهتر در موتورهای جستجو فراهم شود. تأکید بر تمرین مداوم و حفظ محتوای اصلی، این آموزش را کاربردی می‌سازد.

مقدمه: اهمیت آموزش و تمرین در مسیر موفقیت مداحی

سلام برادران و خواهران عزیز، امیدوارم هرجا هستید و صدای بنده را می‌شنوید یا تصویر را مشاهده می‌کنید، حالتان خوب باشد و در سلامت کامل به سر ببرید. از صمیم قلب آرزو می‌کنم که مردم مظلوم غزه، فلسطین و لبنان به آزادی، رهایی و نجات دست یابند و پیروزی هرچه زودتر نصیب جبهه مقاومت شود. اگر صدای بنده را می‌شنوید، خواهشمندم برای اینکه خداوند امام زمان (عج) به فریاد همه ما برسد و آزادی و رهایی نصیب همه امت‌های مسلمان و آزاده جهان شود، صلوات بفرستید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ابتدا، تبریک می‌گویم که برای آموزش خود وقت می‌گذارید. آموزش پدیده‌ای است که مسیر ده‌ساله را به یک سال کاهش می‌دهد و انسان را از نظر زمانی بسیار جلو می‌اندازد. شما می‌توانید از تجربیات کسی که آموزش می‌دهد – در کتاب یا دوره‌اش – تجربه ده سال او را در چند دقیقه یا چند ساعت بشنوید و استفاده کنید. از صمیم قلب خوشحالم که در خدمت شما بزرگواران، نوکران اهل بیت (ع) و خادمین شما هستم. افتخار ماست و در این جلسه، درباره فن بیان و مداحی صحبت می‌کنیم، به امید خدا.

جلسه آموزشی را شروع می‌کنیم: بسم الله الرحمن الرحیم.

نکات طلایی پیش از ورود به آموزش اصلی فن بیان و مداحی

پیش از ورود به نکات طلایی و آموزش اصلی، باید ابتدا به چند نکته کلیدی اشاره کنیم:

نکات طلایی در یادگیری فن بیان و مداحی

نکته اول: همه می‌توانند موفق شوند، اما همه موفق نمی‌شوند

صحبت از خواستن نیست؛ بله، همه دوست دارند موفق شوند. اما همه علاوه بر دوست داشتن، این توان را هم دارند. در واقعیت، فقط کسانی موفق می‌شوند که خود را ملتزم به آموزش و تمرین کنند، یعنی خود را ملتزم به تحمل سختی‌های آموزش دیدن نمایند تا مهارت در آنها نهادینه شود. بحث مهارتی همین است: با شنیدن، مهارت زیادی کسب نمی‌کنید، زیرا فقط چاله‌چوله‌های کار، فضای کار و مسیر کار را می‌فهمید. اما زمانی که وارد عرصه می‌شوید، نیاز است خودتان تمرین کرده باشید. خواهش من از شما عزیزان این است که حتماً تمرین کنید. امیدوارم رشد کنید و مطمئنم اگر تمرین کنید، رشد همراه آن خواهد بود، به امید خدا.

نکته دوم: اطرافیان همراه برای موفقیت در مداحی و فن بیان

اگر می‌خواهید انسان موفقی باشید در هر عرصه – اکنون در مداحی و فن بیان صحبت می‌کنیم – اولین کار این است که اگر می‌خواهید به جایی برسید که اکنون آنجا نیستید، نمی‌توانید با همان کارهای فعلی به آنجا برسید. باید خودتان را عوض کنید، تغییر دهید، ارادتتان را قوی کنید، برنامه‌ریزی‌تان را قوی کنید و پشتکارتان را قوی‌تر کنید تا به مرحله بالاتر، جایگاه بالاتر و تسلط بالاتر برسید.

نکته دوم این است که کسی که تصمیم گرفته به قله‌ای برسد، باید اطرافیانش را ویرایش کند. بعضی اوقات ویرایش‌ها خفیف است؛ مثلاً عزیزان نزدیک مانند پدر، مادر، همسر، فرزندان که همیشه می‌گویند “تو نمی‌توانی”. اگر کسی این‌طور نباشد و همسرش پشتوانه‌اش باشد، پدر، مادر، برادرش همیشه بگویند “بله، تو قطعاً می‌توانی، چرا شروع نمی‌کنی”، این چیز دیگری است و اتفاقاً روی حرف آنها حساب می‌کنم و با آنها حشر بیشتری دارم. اما اگر اطرافیان شما به گونه‌ای باشند که همیشه آیه یأس می‌خوانند – بابا بی‌خیال، تو نمی‌توانی، نمی‌شود، نمی‌توانی – اگر خیلی نزدیک هستند، با آنها صحبت کنید: “پدر من، مادر من، من تصمیم گرفتم این کار را بکنم و می‌خواهم تلاش کنم. اگر شما برای من دعا کنید، اثرش بیشتر است تا اینکه بگویید تو نمی‌توانی، نمی‌شوی و نمی‌شود.”

لذا خواهش من این است که برای مدتی پشت من باشید و کمکم کنید. اما اگر کمی دورتر بودند – دوست یا آشنا – لازم است گاهی ارتباط را محدودتر کنیم. کسی که همیشه ناامیدی پمپاژ می‌کند، من انسانم و انسان نمی‌تواند مثل سنگ یا چوب باشد؛ تأثیر می‌گذارم و تأثیر می‌پذیرم. لذا خواهش من از شما این است که برای آموزش دیدنتان، با کسانی دمخور باشید که فوق‌العاده اهل تلاش هستند، به شما روحیه می‌دهند و کمک می‌کنند که این عرصه را راحت‌تر طی کنید. قطعاً مسیر برای شما دلنشین‌تر، زیباتر، لذت‌بخش‌تر و آسان‌تر خواهد شد تا راحت‌ترین مسیر را طی کنیم.

نکته سوم: حضور خدا را در تمام کارها در نظر بگیرید

در نظر بگیرید که شما در خلأ نیستید؛ خودتان و خودتان تمرین کنید. خدا را حاضر و ناظر در تمام کارهایت ببینید، نه به عنوان پدیده اخلاقی که خدا ما را می‌بیند، بلکه چون در مسیر خادمی اهل بیت (ع) هستید، نوکری سیدالشهدا (ع) هستید. وقتی می‌خواهید مهارتی آموزش ببینید یا چیزی یاد بگیرید و تلاش کنید، تمام تلاش‌هایتان را با در نظر گرفتن خدا انجام دهید و خدا همراه شماست. ما برای امام حسین (ع) کار می‌کنیم؛ لذا با تمام تلاشی که برای تمرین می‌کنم، در واقع توجه امام حسین (ع) را به خودم جلب می‌کنم و این بسیار مهم است. این یعنی روال آموزش چندساله من کوتاه می‌شود با عنایت سیدالشهدا (ع) و این خیلی مهم است.

نکته بعدی: اقتضائات وبینار آموزشی فن بیان

درباره وبینار آموزشی صحبت می‌کنیم؛ اقتضائات وبینار را ببینید. عزیزان، من اینجا چهار سرفصل می‌خواهم آموزش دهم و این سرفصل‌ها در واقع ۳۰ درصد مطالبی است که می‌توانم بگویم. یعنی اگر بخواهم در بحث مدیریت استرس وارد شوم، ۳۰ تا ۴۰ درصد آن را می‌رسم بگویم در این وبینار، چون مثلاً فقط مدیریت استرس را در یک ساعت و خرده‌ای گفته‌ام. لذا سعی کردم نکات خوبی که به دردتان می‌خورد، حتماً لحاظ شود و کم‌فروشی نکرده باشم. اما می‌خواستم این تذکر را ابتدای وبینار بدهم که بالاخره اقتضائات وبینار این است که در یک ساعت چهار فصل تدریس کنم و مجبورم نکات خوب، ویژه و مهمش را بگویم. این ۳۰ درصد محتوای دوره فن بیان است که ارائه دادم – ۳۰ درصد هر فصل – وگرنه دوره فن بیان ارائه‌شده فکر کنم نزدیک هشت فصل باشد که اکنون فقط به دو فصلش می‌رسیم.

نکته بعدی: نقش آموزش و تمرین در فن بیان مداحی

یک بار با هم سنگ‌هایمان را وا کردیم: شما بنا نیست با شنیدن، متبحر در کاری شوید. فقط نقشه راه به دستتان می‌آید. به عنوان راهنما، من کمکتان می‌کنم – به عنوان کسی که در فن بیان، صحبت کردن، مداحی و روضه کار کرده‌ام – که مسیر کوتاه‌تری بروید. اما برای اینکه نهادینه شود و بتوانید خودتان انجام دهید، لازم است تمرین کنید، عزیزان بزرگواران.

اهمیت و کاربردهای فن بیان برای مداحان

درباره اهمیت و کاربردهای فن بیان برای مداح، چهار مورد را نوشتم. ببینید، اصلاً ممکن است فن بیان جدا از زندگی حرفه مداحی تعریف شود؛ یعنی یک مداح را می‌خواهند با او حرف بزنند، همیشه به تته‌پته می‌افتد، سوتی می‌دهد، تپق می‌زند. مداح دارد چهره می‌شود، شناخته‌شده می‌شود؛ علاوه بر کار حرفه‌ای که دارد، لازم است چند کلمه بتواند حرف بزند. بعضی اوقات مداح در جلسه خودش اصلاً می‌خواهد حرف بزنه، اما این کارکردهایی که اکنون نوشتم، مستقیماً به مداحی ارتباط دارد.

اولی تأثیرگذاری بیشتر است؛ به نظر من از بزنگاه‌های روضه‌خوانی همین جاست. در جواب سؤال عزیزانی که می‌گویند ما روضه می‌خوانیم، جلسه هم بد نیست، اما روضه خیلی نمی‌گیرد. علت چیست؟ یکی از مهم‌ترین علت‌ها نکاتی است که در فن بیان اشاره می‌کنیم: تناسب لحن و مخاطب، تناسب لحن با محتوا، فراز و فرود، سرعت و فرود. باور کنید اینها هستند که به روضه شما جان می‌دهند تا مستمع بتواند همزادپنداری کند و تصویرسازی ذهنی برای روضه‌ای که ارائه می‌دهید.

نکته بعدی، تقویت هوش کلامی است، عزیزان؛ این خیلی مهم است. شما در نوحه‌خوانی دقیقاً متن را – نه یک وا کمتر – دقیقاً خود متن را که می‌نویسید با همان سبک و ملودی که تمرین کردید، همان را تمرین می‌کنید. اینجا در نوحه‌خوانی، هنر شما فقط ارائه استاندارد و خوب است؛ البته مجلس‌داری هم می‌خواهد، وجدآفرینی و همه اینها دارد. اما در روضه‌خوانی، شما وابسته به متن نیستید که یک واو کمتر یا بیشتر؛ اتفاقاً اگر تمام متن را روی کاغذ داشته باشید و حتی واو به واو حفظ کنید، روضه شما خوب درنمی‌آید، روضه مصنوعی درمی‌آید. لذا لازم است آنچه روی کاغذ نوشتید را برای خودتان بکنید و با بیان خودتان بگویید. اینکه یک خط روضه را چطور پرورش می‌دهید و آن را چند دقیقه روضه می‌کنید، اینها تقویت هوش کلامی است که از چه عبارت‌پردازی‌هایی پشت سر هم استفاده کنید تا معنا و مفهوم را با شکل اثرگذاری ارائه دهید.

نکته بعدی، جذابیت کلام است: چیکار کنم روضه‌ام ماندگاری بیشتری داشته باشد، بیشتر در ذهنش بماند، بیشتر در قلبش جا بگیرد؟ اینها واقعاً مهم هستند؛ این نکات همه و همه به شما کمک می‌کند که روضه جذاب‌تری داشته باشید.

و نکته آخر، جلوگیری از آفات بیان؛ حالا تپق، لهجه است. در فن بیان یاد می‌گیرید که تپق‌هایتان را به کمترین حالت ممکن برسانید و لهجه‌تان را مدیریت کنید. چون بارها و بارها در دوره فن بیان گفتم: هر چیزی که بخواهد مانع شنیدن و خوب تصویرسازی کردن مستمع شما شود، غلط است؛ حتی صدای بسیار عالی، حتی اوج فوق‌العاده بالا، حتی لباس فوق‌العاده براق و تمیز. اگر بناست حواس مستمع و شنوندگان پرت شود، استفاده نکردنش ارجحیت دارد؛ یک لباس ساده‌تر اما دلنشین‌تر تا حواس مستمع پرت نشود.

سرفصل‌های اصلی آموزش فن بیان و مداحی

این نقطه شروع و پایان این وبینار ماست که با مدیریت استرس شروع می‌شود، بعد به تقویت بیان می‌پردازیم، بعد در قدم سوم پرورش صدا را چند نکته می‌گوییم و بعد در نقطه آخر، مدیریت کردن لهجه و تپق را با هم مرور می‌کنیم که چه تکنیک‌هایی دارد و چیکار می‌توانیم انجام دهیم.

در مدیریت استرس، می‌خواهیم معنای استرس را بگوییم، تفاوت ترس با استرس را بیان کنیم، نشانه‌های استرس را بگوییم، عوامل استرس را با هم بشماریم و در نقطه آخر – که از همه مهم‌تر است – نسبت به عوامل پیدا شده، راهکار ارائه دهیم که چطور بتوانیم استرسمان را بهتر مدیریت کنیم.

در قسمت تقویت بیان، راهکارهایی برای تقویت هوش کلامی می‌گوییم، گسترده کردن دایره واژگان را یاد می‌دهیم، تناسب لحن با محتوا و مخاطب را می‌گوییم، فراز و فرود، آکسان‌گذاری و سرعت و فرصت را بیان می‌کنیم.

در پرورش صدا، سه کار ارائه می‌دهیم. ببینید، مثلاً در دوره فن بیان شاید ۸ تکنیک برای اینکه چه اتفاقی روی صدای ما بیفتد – صدای پرطنین داشته باشیم، برد بالایی داشته باشد، فراز و فرود خوبی داشته باشد، صدای تودماغی – برای اینها ۷ تا ۸ تکنیک گفتم. اینجا به سه تکنیک بسنده می‌کنم و به نظر من اگر سه نکته را هدیه کنم در صداسازی، واقعاً توانستم کار اثرگذاری کنم و ان‌شاءالله شما هم تمرینش را انجام دهید و اثرش را ببینید. حتماً یکی نحوه تنفس صحیح را می‌گوییم، دوم مدیریت تنفس را می‌گوییم که نفس کم نیاوریم و سوم چیکار کنیم که حنجره ما با صدای پخته باشد نه با صدای خام تا مستمع و شنوندگان با آن روبرو نشوند.

و در قدم آخر، تکنیک‌های مدیریت لهجه و اینکه چیکار کنیم تپق‌هایمان به حداقل برسد و مدیریتش کنیم، با هم می‌پردازیم.

مدیریت استرس در فن بیان و مداحی: کالبدشکافی و راهکارها

مدیریت استرس، قدم اول. عزیزان، باید یک کالبدشکافی از ترس داشته باشیم. ترس چیست؟ ببینید، نمی‌خواهم تعریف آکادمیک ارائه دهم که ترجیح همه من و شما بارها این احساس را داشتیم در مواقعی که در ارتفاعی هستیم، یا سگی حمله کرده، یا جایی رفتیم که تا حالا روبرو نشده‌ایم. اینطور نبوده که پدیده ناشناخته باشد؛ همه حس کردیم وقتی آدرنالین تولید شده در بدن و احساس بدی ایجاد شده و این را تجربه کردیم.

اما تفاوت ترس با استرس چیست؟ عزیزان، خیلی کوتاه بگویم: ترسیدن در مواقعی ایجاد می‌شود که با پدیده ناشناخته روبرو می‌شویم؛ یعنی تا حالا نخواندم، به من می‌گویند برو بخوان؛ تا حالا سخنرانی نکردم، حالا می‌خواهم سخنرانی کنم؛ تا حالا از ارتفاع بالا نرفتم، حالا می‌خواهم بروم؛ تا حالا این پرنده را آشنایی نداشتم. این ترس ایجاد می‌کند و خدا این را در وجود من نهاد که بتوانم زنده بمانم در خیلی مواقع و این ترس جان من را نجات می‌دهد در خیلی مواقع.

اما یکی از آکادمی‌های معتبر دنیا خیلی جالب آمده می‌گوید: ۵۲ درصد افراد در آزمایش و مصاحبه‌ای که گرفتیم، از صحبت کردن در جمع بیشتر می‌ترسند تا خودکشی یا پرت شدن از ارتفاع. این واقعاً مسئله بدی است. شما الحمدلله رد شدید از این؛ ان‌شاءالله می‌خواهید بخوانید، اصلاً صحبت کردن که سهل است، می‌خواهم برای جمع اجرا داشته باشم و بخوانم. حالا می‌خواهیم بیان را هم قوی کنیم تا ان‌شاءالله بتوانیم مدیریتش کنیم. لذا فکر می‌کنیم ترس را نمی‌شود کاری کرد مگر تجربه کردن در سری مواقع، اما استرس: در استرس با پدیده ناشناخته روبرو نیستیم، با موقعیت ناشناخته و تجربه‌نشده روبرو هستیم.

یعنی چه؟ یعنی تجربه مداحی در جمع خانوادگی داشتم، در مسجد یا محیط عمومی نداشتم؛ برای من استرس دارد. در مسجد خواندم، در مدرسه تا حالا اجرا نداشتم؛ در هیئت اجرا کردم، مداحی کردم، روضه خواندم در آمفی‌تئاتر تا حالا نخواندم. ارتفاع ۱۰ متری را تجربه کردم، ۲۰ متری را نه. ببینید، برای من پدیده ناشناخته نیست، موقعیت جدید است. لذا دنبال این هستیم که تا جایی که ممکن است استرسمان را مدیریت کنیم و این قطعاً شدنی است.

نکته آخر در کالبدشکافی ترس، نشانه‌های استرس است. ببینید، نشانه‌های استرس در ما خیلی متفاوت است؛ افراد متفاوتند. بعضی‌ها روی سن میکروفون را که می‌گیرند، انگار وزنه ۲۵۰ کیلویی بلند کردند و دستشان می‌لرزد، کاغذ در دستشان می‌لرزد و تحمل نگه داشتن کاغذ را ندارند. بعضی‌ها پاهایشان می‌لرزد، بعضی‌ها صورتشان سرخ می‌شود، بعضی‌ها همیشه احساس دستشویی و حاجت دارند با اینکه قبل مثلاً یک بار رفته‌اند؛ این احساس فشرده شدن مثانه ایجاد می‌شود. اینها کار استرس است. به جاهای باریک‌تر هم می‌کشد؛ مثلاً عزیزی را دیدم که موقع اجرا صورتش کبود شده، شروع کرده به لرزیدن لب‌ها، همه پیشانی‌اش را پاک می‌کند، عرقش را پاک می‌کند، همیشه ساعت چک می‌کند. اینها نشانه‌های استرس ظاهری هستند.

حالا قسمت بعد: ببینید عزیزان، در حرفه‌ای‌ترین حالت ممکن اگر هر کدام از ما دچار استرس شویم، مهم‌ترین کاری که باید انجام دهیم این است که آن عامل پررنگ در استرس گرفتن را پیدا کنیم. این عوامل در افراد متفاوت، متنوع و مختلف است. لذا چند تا از این عوامل را می‌شمارم؛ شما باید خودتان ببینید کدام بیشتر شما را دچار استرس می‌کند.

ابتدا از عوامل درونی استرس شروع می‌کنیم: اولی عدم اعتماد به نفس. یک مسئله ذهنی که باعث شده خودت را باور نکنی و چون تواناییت را باور نداری، استرس غلبه می‌کند و کار خودش را می‌کند. در یک آزمون در نظر بگیرید: خیلی آماده شدید، وقتی استرس می‌آید و فرا می‌گیرد، حس می‌کنید آنچه می‌دانید حتی فراموش کردید. یعنی استرس به خاطر عدم اعتماد به نفس نسبت به خودت باعث می‌شود توانمندیهایت پایین آید و این کمک می‌کند به ذهنیت عدم اعتماد به نفس؛ همدیگر را شارژ می‌کنند. فکر می‌کنی نمی‌توانی، استرس می‌گیری؛ استرس می‌گیری و واقعاً تواناییت کم می‌شود. لذا خواهش من از شما این است که با تمرین زیاد، اعتماد به نفس را بالا ببرید. حالا در راهکارها چند راهکار می‌دهم ان‌شاءالله که اثرگذار باشد؛ قطعاً اگر انجام دهید، نتیجه می‌گیرید. فقط انجام دهید لطفاً.

عامل دوم کامل‌گرایی است؛ اسمش را گذاشتم کامل‌گرایی یعنی اینکه عزیز دل من، برادر من، خواهر من می‌خواهد شروع به صحبت کردن یا مداحی کند، می‌گوید تا ایده‌آل نشوم شروع نمی‌کنم. برادر من، خواهر من، عزیز دل من، شما تا شروع نکنی و تجربه نکنی فضاهای متفاوت را، هیچ وقت ۲۰ نمی‌شوی. نه، به یادگار داشته باش: تجربه کردن و ارائه دادن خودش جزوی از کامل کردن پازل آموزشی شماست. شما در ارائه دادن، دارید ارائه می‌دهید اما یاد می‌گیرید و این فوق‌العاده مهم است. تجربه‌تان را بالا ببرید؛ پس هر جا هستید تمرین کنید و شروع کنید. شروع کنید، خواهید دید که آن چیزی که می‌روید سراغش، اینقدر ترس ندارد.

نکته بعدی از عوامل درونی استرس: ذهنیت منفی نسبت به مخاطب. ببین عزیز دل من، فکر نکن عده‌ای جمع شدند که تو سوتی بدهی، تپق بزنی، بخندند و سوژه کنند. باور کنید وقتی در جلسه حاضر می‌شوید، خودتان لحظه‌ای به قلبتان رجوع کنید: می‌روید جلسه روضه، چه بخواهید چه نخواهید از صمیم قلب دعا می‌کنید که روضه‌خوان خوب بخواند تا شما بیشتر استفاده کنید، به شما خوش بگذرد و حال خوبی داشته باشید. پس مستمعین شما واقعاً از صمیم قلبشان – چه بخوانند چه نخوانند – برای شما دعا می‌کنند. عزیزان، فکر نکنید جمع شدند سوتی بگیرند؛ نه، این فکر را بی‌خیال شوید، اشتباه است.

بگذارید یک نکته بگویم؛ نکته خیلی مهم است، این نکته درس خارج فن بیان است: برادر من، خواهر من، هر چقدر شنونده و مخاطب خودت را بیشتر دوست داشته باشی، برایش بهتر می‌خوانی، اجرای بهتری داری. دوست داشته باش محبتاً للحسین، به خاطر امام حسین (ع) که شده، چون اینها قرار است اشک بریزند و شما را خدا بالا ببرد. چه چیزی بهتر از این؟ ما مدیونیم، درسته. ممنون از توجه شما.

نکته سوم، عوامل بیرونی استرس: مقایسه با دیگران. چون خودم را با دیگران مقایسه می‌کنم، باعث استرس می‌شود. خب عزیز دل من، مقایسه بعضی اوقات می‌گوید نمی‌توانم. استاد خودم را با کسی مقایسه نکنم؛ اول اینکه اگر می‌خواهی مقایسه کنی، خودت را با خودت مقایسه کن. سعی کن در هر اجرایی نسبت به قبل بهتر شده باشی؛ این خیلی مهم است که کل کارهای مهارتی همین است: اجرا، بازبینی یا بازخوردگیری، تحلیل، دوباره اجرا. باید نقاط قوت را در خودم برجسته کنم، نقاط ضعف را بپوشانم، دوباره اجرا کنم، کم‌کم خودم را اصلاح کنم تا جایی که می‌توانم خودم را اصلاح کنم، بعد پیش استاد بروم نظر دهد. چیزهایی که خودت می‌دانی را حداقل عمل کن. لذا اگر می‌خواهی با کسی مقایسه کنی، خودت را با گذشته خودت مقایسه کن.

اشتباه بزرگی که اتفاق می‌افتد این است که اکنون خودمان را با مداح ایده‌آل، استادم یا کسی که آموزش می‌دهد مقایسه می‌کنیم. ببین عزیز دل من، اگر می‌خواهی مقایسه کنی، اگر پایین کوه هستی، حق نداری خودت را با کسی که در دامنه یا روی قله است مقایسه کنی. باید بگویی او که پایین قله بود چیکار کرد و من نسبت به او چطورم. مداح معروف را ببینید: اوایل شروع کردن، همه‌شان سوتی دادند، یکی از جلسه فرار کرده، فلان چیز را خراب کرده، الان بهترین مداح ایران شده. همه از همین جا شروع می‌کنند؛ بالاخره باید شروع کرد. این نقطه که اگر ازش شروع نکنی، راه دیگری وجود ندارد. طرف می‌گوید بدنسازی رشته خوبی است، می‌گوید آره فقط هفته اول بدن‌درد دارد، می‌گوید باشه من از هفته دوم می‌آیم؛ که نشد. ما راه میانبر نداریم؛ تو باید درد هفته اول را بچشی. لذا شروع کنید عزیزم و نقطه شروع چون شاید درد داشته باشد اما درد شیرینی است، بهتون قول می‌دم براتون خاطره می‌شود.

دومی ترس از قضاوت شدن دیگران است که نکنه تپق بدم، فلانی صداش خوب نبود، سوتی داد، فلان داد. بابا بی‌خیال، برای امام حسین (ع) روضه بخوانیم نه برای خوش آمدن این و آن. امام حسین (ع) بشنود، حضرت زهرا (س) بپذیرد، بی‌خیال بقیه. من تلاش می‌کنم، بالاخره من واسطه فیض می‌شوم، من می‌خوانم، بناست دست اینها را در دست امام حسین (ع) بگذارم اما مخاطب من اینها نیستند. مخاطب من خود سیدالشهدا (ع) است، خود حضرت زهرا (س) است؛ لذا برای آنها روضه بخوان.

خب عامل آخر بیرونی را هم گفتیم: عدم تسلط بر محتوا و اجرا. اگر کسی واقعاً تسلط کافی بر محتوایش ندارد و چندین بار اجرا نکرده، تمرین نکرده، حق دارد استرس بگیرد؛ حقش است. بالاخره استرس عامل این است که ما را به حرکت درآورد، خیلی مهم است.

بریم سراغ راهکارها، عزیزان. راهکار اول: کمال‌گرایی به جای کامل‌گرایی. یعنی عزیز دل من، برادر و خواهری که می‌گویی تا ۲۰ نشدم شروع نمی‌کنم، به جای اینکه ۲۰ شوی – که گفتم اگر شروع نکنی اصلاً ۲۰ نمی‌شوی – خواهش من این است که روحیه کمال‌گرایی داشته باش یعنی حتماً اجرایم بهتر از اجرای قبل باشد.

و همیشه در یک شیب ملایم رو به پیشرفت باشید. لازم نیست همینجا که ایستادی بروی بالا بعد شروع کنی؛ با شیب ملایم به قله نزدیک شوید. نزدیک شدن به قله یعنی رسیدن به مهارت درست و ان‌شاءالله اجرای فوق‌العاده اثرگذار.

نکته دوم که برگرفته از کلام مولای متقیان علیه‌السلام است: از هر چیزی که می‌ترسی، با آن مواجه شو. می‌ترسی صحبت کنی در جمع، باید صحبت کنیم منتها ظریف‌کاریش این است که ریسکش را کم کنی. اگر می‌ترسی از مداحی کردن، روضه خواندن در جمع، لازم نیست الان بری در مسجد در جمع ۱۰۰ نفره، ۲۰۰ نفره، ۵۰ نفره؛ نه، چند تا از رفقایت، هم‌حجره‌ایهایت، همکلاسیهایت، هم‌خوابگاهیهایت، رفیقهایت و خانواده‌ات را چند نفر محدود جمع کن، برایشان چند وقت روضه بخوان، هر هفته یک بار روضه بخوان. استرست کمتر می‌شود اما مواجه شدی با روضه‌خوانی. کم‌کم جمعیت و دایره افراد را گسترده‌تر کن، بیشترش کن و ادامه بده و کم‌کم وارد جمع‌های بیشتر شو. خواهید دید که اونقدر که فکر می‌کردید ترسناک و استرس‌دار نیست، مخصوصاً اینکه در ۹۹ درصد مواقع اولش استرس داریم، می‌رویم شروع می‌کنیم اللهم صل علی محمد و عجل فرجهم، استرس می‌رود و می‌گویی حیف این همه زمانی که شروع نکردم.

خب نکته بعدی: تمرین حرفه‌ای، عزیزان. تمرین حرفه‌ای در مقابل تمرین عامیانه یا معمولی. تمرین حرفه‌ای در چند مرحله است؛ مثلاً در کارهای مهارتی مثل مداحی، چند نکته را دقت کنید. اولش اگر صوتی به شما دادند یا صوتی پیدا کردید، می‌خواهید ازش تقلید کنید و تمرینش کنید به عنوان صوت الگو. خیلی خوب، در مرحله اول گوش دهید. در مرحله دوم بعد از اینکه واقعاً ۲۰ بار گوش دادید، چندین بار گوش دادید، با آن همخوانی کنید. همخوانی فوق‌العاده مهم است. گوش دادن ۳۰ درصد، ۵۰ درصد زمانتان را برای همخوانی و ۲۰ درصد برای تک‌خوانی بگذارید. ۳۰ درصد گوش دادن بیشتر از تک‌خوانی می‌خواهم بگویم: گوش باید دهید، ۵۰ درصد با آن همخوانی کنید تا بتوانید تنظیم کنید خودتان را، ۲۰ درصد هم تک‌خوانی.

حالا رسیدیم به مرحله تک‌خوانی: تمرین حرفه‌ای این است که با تصویر ذهنی شروع کنی به خواندن. کجا می‌خواهی بخوانی، کجا سخنرانی کنی؛ آن محیط را با افرادش تصور کن و در خانه بنشین روی صندلی، پشت تریبون بایست، هر طور در آن موقعیت خودت را قرار بده و شروع کن به خواندن. بعد می‌بینی که چقدر استرست کم می‌شود وقتی در آن موقع قرار می‌گیرد؛ چرا چون ذهنت این تصویر را ساخته و دیگر برایش ناشناخته نیست.

نکته بعدی: جلو آینه تمرین کن، بهتر از آینه با دوربین از خودت فیلم بگیر. سخنرانی کوتاه داشته باش، روضه کوتاه بخوان، روضه کامل بخوان و بعد بنشین خودت خودت را نقد کن، تحلیل کن، دوباره اجرا کن، تحلیل کن، دوباره اجرا کن. بهتون قول می‌دم با این جنس تمرین کردن – آن تمرین سه‌مرحله‌ای و این دو تکنیک که برای تمرین گفتم: ذهنیت‌سازی، تصویرسازی ذهنی و بازخورد صوتی و تصویری از خودتان.

و نکته آخر: توکل و توسل. قبل از اجرا حتماً به خدای مهربان توکل کنید، با نام و یاد او شروع کنید، به او پناه ببرید و به اهل بیت (ع) توسل کنید، به حضرت زهرا (س) توسل کنید. خیلی حضرت زهرا (س) مهربان است، خیلی مادرانگی دارد، خیلی غصه کسانی را می‌خورد که در دم و دستگاه امام حسین (ع) هستند. لذا توسل به حضرت زهرا (س) خیلی مهم است.

یک پیشنهاد هم به رفقا دارم: معمولاً چیزی که از آن قوت قلب می‌گیرید همراه خودتان داشته باشید مثل تربت سیدالشهدا (ع)، حرز امام جواد (ع)، انگشتری که منقش به اسم زیبای اهل بیت (ع) یا یکی از اسامی خدای متعال است. اینها همه به شما کمک می‌کند قوت قلب بگیرید و استرس کم شود. ممنون از اینکه تا اینجا همراه بودید. امیدوارم نکاتی که گفتیم برای شما مفید و کاربردی باشد. بریم یک رفت و برگشتی داشته باشیم، کمی استراحت کنید، حال و هوا عوض کنیم، ادامه می‌دهیم. همراه ما باشید. یا علی.

به نام خداوند بخشایشگر و مهربان. خب خسته نباشید، امیدوارم تا اینجا به دردتان خورده باشد و استفاده کرده باشید. خواهشاً تمرین‌هایی که گفتم را همان‌طور که می‌گویم انجام دهید تا اثرش را ببینید و قطعاً می‌بینید. من یک سال دو سال نیست که این نکات را تدریس می‌کنم، شاید اکنون نزدیک ۱۳ سال است که تدریس می‌کنم و باور نمی‌کنم کسی بگوید انجام دادم و نشد؛ باور نمی‌کنم چون همه جور شاگرد دیدم. عزیزان بزرگواران، قطعاً اثر دارد؛ لطف کنید فقط اعتماد کنید و انجام دهید.

تقویت بیان در مداحی: راهکارهای کلیدی

خب درباره تقویت فن بیان می‌خواهم صحبت کنم. نکته اول: تقویت هوش کلامی. اصلاً هوش کلامی چیست؟ ببینید، آن هوشی که به من کمک می‌کند کلمه به کلمه را کنار هم بگذارم و جمله دارای مفهوم به شما برسانم تا منظور من را متوجه شوید، به این می‌گویند استفاده از هوش کلامی. اگر کلمه کم می‌آورید، فعل کم می‌آورید در گفتن، اگر نارسایی دارد صحبت کردن و نمی‌توانید منظورتان را برسانید، یعنی باید هوش کلامیتان را تقویت کنید و این به شما کمک می‌دهد حتی مطلبی را پرورش دهید؛ یک دقیقه بشنوید، پنج دقیقه بازگو کنید. این خیلی مهم است؛ قدرت پرورش چقدر است، اینها به تقویت هوش کلامی شما مربوط است.

خب حالا چیکار کنم هوش کلامیم تقویت شود؟ ۱. داستان خواندن و داستان را با زبان خودم تعریف کردن برای بقیه؛ در این وسط چه اتفاقی می‌افتد؟ دایره واژگان من بیشتر می‌شود. نکته دوم: توجه به کلمات جدید. شما برای یک عبارت می‌توانید از چند کلمه مترادف استفاده کنید و دانستن این کلمات مترادف یعنی بزرگ کردن دایره واژگان ذهنی شما و اینکه دیگر فکر نمی‌کنید خیلی حالا چه کلمه‌ای استفاده نکنید؛ یکی از اینها سریع می‌آید جایگزین آن یکی می‌شود اگر یادتان رفت و استفاده می‌کنید و پیامتان را بهترین می‌رسانید.

نکته آخر: کتاب صوتی گوش دهید؛ گوش دادن کتاب‌های صوتی استاندارد به شما کمک می‌کند هوش کلامیتان را تقویت کنید. کتاب خواندن این کار را برای شما می‌کند، مخصوصاً اگر بخواهید کتاب را بخوانید و ارائه دهید، این فوق‌العاده اثرگذار است. نکته بعدی که اینجا نیاوردم اما اکنون می‌خواهم هدیه کنم: بداهه‌پردازی. مثلاً یک دفعه تصمیم بگیرید درباره پایه دوربین، خودکار، معلم، استاد، مادر، پدر چند دقیقه حرف بزنید. این بداهه‌گویی خیلی به شما کمک می‌کند هوش کلامی را تقویت کنید.

میرم قدم بعدی. قدم بعدی: ببینید، مهم‌ترین عامل در بیان شما اول هوش کلامی است که باید تقویت کند. دومین عامل که کم‌کم به سمت حرفه‌ای شدن پیش می‌رویم؛ اولش پایه‌ای‌ترین است نه اینکه مهم نیست، خیر بیس کار، فونداسیون کار است. لذا تقویت هوش کلامی فوق‌العاده مهم است. مرحله دوم، قدم دوم: تناسب لحن. من دارم حرف می‌زنم و کلمات را درست اجرا می‌کنم و فعل درستی هم به کار می‌برم، منظورم را خیلی ساده و خشک بهت می‌رسانم، نمی‌توانم اثر بگذارم. “مادر دوستت دارم” جمله کامل است اما حس ندارد؛ چرا چون حس عاطفی نداری. “مادر دوستت دارم” وقتی داری یعنی بزرگ‌ترین و ضایع‌ترین مسئله در سخنرانی ممکن است پیش بیاید این است که طرف یک جمله، داستان یا عبارت طنز به کار می‌برد اما چون لحن طنزآمیزی ندارد، مستمع اصلاً متوجه نمی‌شود که باید بخندد و این باعث می‌شود ضایع شوی. گریم همین است، گریه‌ام همین است؛ لحن عاطفی می‌خوای یکی را بزرگ کنی: علم در دست و مشک آب، ابرو که همسر دار و هم سقا عباس. من دارم مدح می‌کنم، می‌خواهم عاطفی کنم: اگرچه زاده ام‌البنین است ولیکن مادرش زهرا عباس. از لحن حماسی در همان دستگاه می‌خوانم؛ ملودی را خیلی عوض نکردم، لحن من متفاوت شد.

لذا بسیار مهم است که لحنتان را با دو چیز تنظیم کنید: یکی مخاطبت؛ اگر مخاطب نوجوان است، لحن را صمیمانه‌تر و مهربان‌تر کن. اگر در فضای پخته‌تر مثل دانشگاه برای اساتید می‌خوانی، در مسجد می‌خوانی، لحن متفاوت. اگر در مجلس زنانه اجرا داریم، لحن عاطفی‌تر کن. پس یکی تناسب لحن با مخاطب، دوم تناسب با محتوا: محتوایی که داری چیست؟ سؤالی، احساسی، حماسی، عاطفی، جدی. این بسیار مهم است. اگر داستان می‌گویی، وارد عالم آن داستان شو به عنوان کسی که در داستان است، داستان را تعریف کن تا مخاطبت بتواند همزادپنداری کند. شما روضه علی‌اکبر (ع) را می‌خوانی، مخاطبت خودش را جای امام حسین (ع) می‌گذارد که اگر پسر بزرگ من شهید می‌شد، چه حالی می‌شدم. و زمانی می‌توانی این کار را کنی که خیلی وارد عالم داستان روضه‌ای که می‌خوانی شوی و لحن مناسبی به کار ببری.

نکته سوم، قدم سوم عزیزان من فوق‌العاده مهم: از اینجا حرفه‌ای بودن می‌فهمم. تا اینجا را باید همه داشته باشند موقع سخنرانی و مداحی. قدم سوم و چهارم فرق اجرای حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای، فرق سخنران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای چیست؟ آکسان‌گذاری. آکسان‌گذاری به چه معناست؟ فقط به معنای وقف و ابتدا نیست که اینجا وایسم: بخشش لازم نیست اعدامش کنیم، بخشش لازم نیست اعدامش کنید. فقط این نیست؛ پس چیست؟ تأکید روی کلمات مهم است. تأکید: علی‌الدنیا بعدک العفا، دنیا بعد از تو به درد نمی‌خورد. شما تأکید را کجا می‌برید؟ اینکه تأکید را کجا می‌برید خیلی نقطه عطف توجه مستمع را می‌فهمد و خودش را با شما هماهنگ می‌کند که برای کدام نقطه روضه بیشتر گریه کند، بیشتر تأثیر بپذیرد.

نکته دوم: فراز و فرود. اصلاً سخنان و مداحی که فراز و فرود نداشته باشد، متهم به یکنواختی است. یکنواختی یعنی مستمع وقتی در یک نوت صدا فقط حرف می‌زنی، فقط می‌خوانی، خودش را هماهنگ می‌کند با خواندنتان و بعد می‌رود در عالم خودش، فکرش می‌رود جای دیگر، همراهی ندارد؛ چرا چون تنوع نت استفاده نکردی که روحش، ذهنش همراه تو بالا پایین کند.

نکته بعدی: سرعت و فرصت. سرعت و فرصت چیست؟ بعضی قسمت‌های سخنرانی و روضه‌ام را کندتر اجرا می‌کنم، بعضی جاها را تندتر بنا به اهمیتشان. جایی که اهمیت بیشتر دارد، سعی می‌کنم شمرده‌شمرده کلمات را بیشتر به کار ببرم و این به شما کمک می‌کند سخنرانی و روضه یکنواختی نداشته باشد؛ در واقع بهش می‌گویند مونوتون نیست، فقط برای خودش حرف نمی‌زند، فقط در یک حالت نیست.

قدم چهارم که برای حرفه‌ای شدن در بیان باید بردارید: باور می‌کنید بیان فقط در دهان و زبان شما خلاصه نمی‌شود؛ مجموعه حرکات شما بیان شماست. بعضی اوقات آهنگ حرف زدنت، حالت چهره‌ات، حالت دستت؛ اینها همه حرف می‌زنند. تو وقتی هی ساعت را چک می‌کنی اما خیلی مغرورانه نشستی روی صندلی و همیشه ساعت چک می‌کنی، داری به مخاطبت می‌فهمانی درسته حالت مغرورانه داری، اعتماد به نفس ژست گرفتی اما چک کردن مدام ساعت به مستمع می‌گوید من استرس دارم. اینکه روت نمی‌شود در چشم مخاطبت نگاه کنی، لازم نیست بیان کنی “استرس دارم”، خودش با مخاطبت حرف می‌زند. چشم وقتی در چشمش نگاه کنی یکی یکی: به من اعتماد کنید، من بلدم، روی من حساب کنید، من قابل اعتمادم، داری حرف می‌زنی.

بعضی‌ها روضه می‌خوانند یک “به من چه” در حرف زدن و روضه‌خواندنشان است؛ انگار مهم نیست جلسه هست یا نیست، گریه هست یا نیست، گریه کنی نکنی، مخاطب توجه می‌کند یا نه. لذا حالت چهره و صورت، حالت بدن و دست‌ها خیلی مهم است. عزیز دلم اگر دستت می‌لرزد بگذار روی پای منبر، روی تریبون، روی پایت؛ اگر پاهایت می‌لرزد بنشین، مدیریت کن، از زبان بدن به نفع خواندنت استفاده کن.

خوب این چهار قدم بود که به ما کمک می‌کند به تقویت بیانمان بپردازیم و ان‌شاءالله بیان قوی‌تری داشته باشیم، هوش کلامی قوی‌تری داشته باشیم. ممنون از شما که تا اینجا همراه بودید. در قدم بعدی می‌خواهم درباره چند تکنیک پرورش صدا صحبت کنیم. یا علی.

سلام مجدد خدمت همه شما عزیزان، برادران و خواهران بزرگوار خودم. امیدوارم تا اینجای وبینار نکاتی که عرض کردیم برای شما مفید بوده باشد.

پرورش صدا در مداحی: تکنیک‌های اساسی

میرم سرفصل بعدی درباره صداسازی می‌خواهم صحبت کنم. ببینید، ما در فن بیان به صدای پرطنین با برد زیاد که توانایی فراز و فرود داشته باشد نیاز داریم. مداحی مقدار محدوده صدا هم باید بالا باشد یعنی بتوانی اوج بروی، پایین بخوانی؛ اینها خیلی مهم است. بعد بتوانی راحت این کار را انجام دهی. بعد اینکه اگر صدای تودماغی دارید، هوای بینی و دهانتان را تنظیم کنید. اما در فن بیان فعلی خدمت شما، درباره سه مسئله صحبت می‌کنم: یکی تنفس صحیح برای اینکه فوق‌العاده در بیان و خواندن شما مؤثر است، بعدی مدیریت نفس که هی نفس نگیریم وسط خواندن و حرف زدن، و مرحله سوم چیکار کنیم صدای پرطنین داشته باشیم؛ بهتر بگویم چطور تارهای صوتی‌ام را تقویت و تربیت کنم تا بتوانم در نت‌های متفاوت ازش استفاده کنم.

قدم اول: تنفس صحیح، تنفس دیافراگمی است، عزیزان. ببینید، پرده دیافراگ یک پرده هشتی‌شکل بالای معده ما و پایین جناق سینه است. وقتی شش را پر از هوا می‌کنید، تصمیم بگیرید که شش‌ها قفسه سینه را باد کند و مثل قاریان قرآن نفس می‌گیرند، شانه‌ها بالا می‌آید، سر بالا می‌آید؛ شما تصمیم می‌گیرید این اتفاق بیفتد یا شش‌هایتان فشار بیاورد به پرده دیافراگم، از حالت هشتی صاف شود، فشار به معده بیاورد و شکم کمی جلو آید. اتفاقی که می‌افتد فوق‌العاده مهم است: وقتی تنفس دیافراگمی دارید، از پشتیبانی هوا خوبی پشت حنجره برخوردار می‌شوید تا صدای رسا و قوی‌تری داشته باشید. اگر صدای ضعیفی داشته باشید یعنی تنفس خوبی ندارید.

عزیزان، اگر به نوزاد دقت کنید وقتی نفس می‌کشد در خواب، شکمش بالا و پایین می‌رود. پیشنهاد من این است شب‌ها قبل خواب رو به آسمان دراز بکشید، دست‌ها را کنار خودتان، پاهایتان را کمی به سمت شکم جمع کنید. اگر از کاغذ یا کتابی استفاده کنید بد نیست، روی شکمتان بگذارید و با دم باز، شکمتان کمی بالا آید و با بازدم پایین رود. بعد از چند مدت با تمرکز ۵ دقیقه‌ای قبل خواب – یعنی هر شب ۵ دقیقه تمرین – کمی نفس را نگه دارید؛ دم را نگه می‌دارید تا ۱۰ تا ۵ می‌شمرید و سعی می‌کنید در چند ثانیه خالی نکنید، بازدم طول بکشد. این تنفس صحیح است.

قدم دوم: مدیریت نفس. چرا بعضی‌ها حرف می‌زنند وسطش نفس‌نفس می‌افتند، هی نفس می‌گیرند؟ مدیریت تنفس ندارند. خواهش من این است بنشینید روی صندلی، هیچ ایرادی ندارد. تنفس دیافراگمی تمرین کنید. اول معده‌تان – گفتیم معده پر هوا نمی‌شود، شش‌ها پر می‌شوند اما فشار به پایین می‌آید، معده باد می‌کند، شکم جلو می‌آید. نفس بگیرید، نفستان را حبس کنید، یک لبخند ملایم بزنید و با خسیس بودن با گفتن حرف سین در یک نوت، قطع و وصل نکنید، نوت بالا پایین نشود. ببینید، تایم بگیرید؛ اول ۱۰ ثانیه، بعد ۱۵، بعد ۲۰، به ۴۵ ثانیه می‌رسید و متوجه می‌شوید که از این به بعد وقتی حرف می‌زنید مدیریت نفس بهتری دارید. این تکنیک دوم.

اما بریم تکنیک سوم: تقویت صدا. من هامینگ را انتخاب کردم برای شما. ببینید، اگر می‌خواهید – جدی می‌گویم، روی وایسی ندارم – هامینگ قطعاً تمرینی است که به شما کمک می‌کند اگر هر روز انجام دهید، در سه هفته قول می‌دم نتیجه‌اش را ببینید. اما من از هامینگ به عنوان تکنیک پایه‌ای صداسازی نام می‌برم. اگر برای تقویت بیان و سخنرانی می‌خواهید، در دوره فن بیان نزدیک ۸ تکنیک گفتم. اما اگر واقعاً صدایی داشته باشید که بتوانید با آن بخوانید، اینجا نزدیک شاید به ۲۰ تکنیک نیاز دارید بشنوید و ۶ ماه روزانه نیم‌ساعت تا ۴۰ دقیقه تمرین کنید و آن باید در دوره صداسازی شرکت کنید. ما در دوره صداسازی این را استاد نوروزی کاملاً توضیح می‌دهد که با هر تکنیک چه اتفاقی روی صدای ما می‌افتد و از شما پس می‌گیرد؛ دیگر مثل وبینار نیست، مثل دوره آموزشی آفلاین نیست که فقط گوش دهید، شما پس می‌دهید آنچه یاد گرفتید و این فوق‌العاده مهم است.

خب الحمدلله موسسه دوره صداسازی را تدارک کرده و کسانی که دوست دارند شرکت کنند می‌توانند به ادمین موسسه پیام دهند و شرکت کنند. قطعاً نتیجه‌بخش است؛ بستگی به انتظار شما از خودتان دارد. این مهم‌ترین مسئله است که اگر انتظار بالایی از خودت و صدایت داری در مداحی و خواندن، باید زمان صرف کنی، آموزش درست ببینی و درست تمرین کنی؛ چه بهتر زیر نظر استاد که کاملاً قدم به قدم پیش بیاید و مطمئن شوید.

اما تمرین هامینگ یکی از تمرین‌های فوق‌العاده است؛ من تمرین معجزه‌آسایی می‌دانم. الان شاید توضیح من نسبت به توضیح هامینگ در دوره صداسازی – مثلاً من ۵ دقیقه توضیح دهم، استاد نوروزی شاید ۲۰ دقیقه توضیح دهد – این تفاوت دوره تخصصی با وبینار است. اما تمام تلاشم می‌کنم که متوجه شوید و شروع کنید تمرین کردن. یکی از تمرین‌هایی که باعث طنین‌دار شدن صدای شما می‌شود و شما آن طنین را ببینید: یکی خیلی خشک حرف می‌زند، یکی سلام بسم الله الرحمن الرحیم، صداش طنین دارد اصلاً دوست داری گوش دهی. این کار برای شما می‌کند. تمرین پایه‌ای به نظر من صداسازی است چون تقویت می‌کند، تربیت می‌کند تار صوتی را. یک تمرین وارم‌آپ است: قبل از سخنرانی و خواندن کافی ۵ دقیقه هامینگ تمرین کنید که عضله تارهای صوتی گرم شود و با توانایی بیشتری بخوانید و اجرا کنید. صدایتان را تقویت می‌کند، زیر صدایتان را، اوج صدایتان را. لذا تمرین فوق‌العاده برای تقویت رزوناتور دهان. رزوناتور همان جعبه‌های صدایی است که از آنها استفاده می‌کنیم برای تقویت خواندنمان مثل دهان، حنجره، بینی، سینوس‌ها. هر کدام را بیشتر فعال کنیم، توانایی در خواندن بیشتر می‌شود. من می‌خواهم فعلاً روی رزوناتور دهان صحبت کنم با تمرین هامینگ.

معرفی دوره صدا سازی

میرم اسلاید بعد که قدم به قدم روش اجرای هامینگ. اینجا برای عزیزان نوشتم: قدم اول حالت لب‌ها: لب‌ها روی هم بیاید اما خیلی فشار ندهید، روی هم باشد، بین لب‌ها فاصله نباشد که هوا خارج شود اما سفت هم نکنیم، روی هم قرار دهیم. حالت دندان‌ها: بهتر که کمی در دهان، لب روی دندان‌ها کمی فاصله داشته باشد. حالت دهان: تصور کنید تیله کوچک یا توپ پینگ‌پنگ بزرگ؛ اینجا نوشتم توپ کوچک تیله انگار روی زبانتان گذاشتید و حالت قوسی پیدا می‌کند زبان شما. اگر نتوانستید تمرکز کنید، برادر من، خواهر من خیلی مهم نیست؛ لطف کنید با من همراه باشید: لب‌ها را روی هم بگذار، دندان‌ها کمی فاصله بده، دهنت انگار چیزی داخلش است، کمی دندان‌ها فاصله بده. به این شکل می‌شود؛ صورت خیلی اینطوری نمی‌خواهد. باریکلا.

حالت بدن و حنجره فوق‌العاده مهم: هیچ انقباضی نباید در حنجره، سرشانه‌ها، فک اتفاق بیفتد. اگر حس می‌کنی سفت می‌کنی حنجره، بدن، فکت را، اشتباه داری انجام می‌دهی. و قدم آخر: خروج صدا از بینی اما همراه با لرزش لب‌ها. دستت را ببینید، کلمه‌ها را فکر کنید حالا هامینگ؛ بخاطر می‌گویم ها را می‌گویم. صدا می‌آید در فضای دهان، به پشت لب‌ها اصابت می‌کند، باعث لرزش لب‌ها می‌شود و از بینی خارج می‌شود. روی این پنج نوت ماژور تمرین کنید: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱. باید دقت کنید خیلی فشار هوا نداشته باشد، بینی شما بیش از حد صدا نباشد. ببینید اینطوری.

خب بسیار ممنون از اینکه در صداسازی همراه بودید و این سه نکته که گفتم: تنفس صحیح، مدیریت تنفس و هامینگ قطعاً اثرگذار است. و خب ما در دوره فن بیان تکنیک گفته باشم مثلاً چیکار کنیم برد صدای ما بیشتر شود، فشار کمتری به حنجره، بیان برد بیشتری داشته باشد. بعضی‌ها صحبت می‌کنند یا می‌خوانند حنجره‌شان خسته می‌شود؛ علت اصلی این است که هوادار می‌خوانند. چیکار کنیم صدای ما زیپ شود، حنجره زیپ شود و فقط صدا تولید کند نه هوا. این تکنیک‌ها را گفتم اما وارد سرفصل بعدی می‌شویم: مدیریت تپق.

مدیریت تپق و لهجه در فن بیان مداحی

خب چه چیزی باعث تپق می‌شود؟ اول این را بفهمیم. کمی اطلاعات: ببینید شما درباره موضوعی صحبت می‌کنید چون اطلاعاتتان حول محور آن موضوع بسیار پایین است، خودش باعث تپق می‌شود؛ چرا چون دنبال کلمه می‌گردی، دنبال جمله چی بگویم. طرف مثلاً بهش گفتند روضه امام جواد (ع) بخوان، کلاً دو خط در ذهنش است که چه اتفاقی افتاده. اگر کمی از سیره امام جواد (ع) بدانید، نیت دشمن امام جواد (ع) را بدانید و بعد از ریز مسائل در آن قضیه که امام جواد (ع) داخل حجره سم بهش می‌دهند و بعد هلهله می‌کنند، جزئیات اگر بیشتر باشد، آگاهی به شما کمک می‌کند راحت‌تر بیان کنید. دیگر دنبال جمله نمی‌گردی چی بگویم.

نکته دوم: عدم اعتماد به نفس. کلاً استرس و عدم اعتماد به نفس به شما کمک می‌کند تپق بزنید در حالی که باید این نکته را به یادگار داشته باشید: تپق جزوی از سخنرانی است، بهترین سخنران‌های دنیا هم تپق می‌زنند. مهم این است تعدادش را کم کنید و فضا را بعد جمع کنید، مدیریت.

خیلی تپق نمی‌زنی اگر احساس اعتماد به نفس داشته باشی؛ آن احساس محبت که با مادرت حرف می‌زنی تپق می‌زنی چرا چون راحتی جلویش، چون دوستش داری. خیلی مهم است این احساس راحتی خیلی کمک می‌کند.

نکته بعدی: تمرکز، عدم تمرکز فوق‌العاده اثرگذار است. عدم تمرکز چیست؟ یکی برمی‌گردد به مسائل بیرون جلسه. ببین عزیز دل من، اگر سخنران، معلم، مداح هستی باید مدیریت احساس داشته باشی، مدیریت فکر، مدیریت ذهن. عواملی که باعث خوشحالی بیش از حد یا ناراحتی بیش از حد شده، همه را بیرون جلسه بگذار و داخل جلسه، کلاس، روضه‌ات بیا. به این می‌گویند مدیریت احساس و ذهن. اگر همیشه حواست به این باشد که چی شد، آن را چیکار می‌کنند، حالا در فضای روضه‌ای این اتفاق می‌افتد که تمرکزت از بین می‌رود، تمرکز رفت تو نمی‌دانی چه کلمه‌ای به کار می‌بری، فعلت را گم می‌کنی، کلمه را گم می‌کنی.

نکته بعدی: عدم آمادگی یعنی عدم تسلط روی محتوا و اجرا؛ خیلی تمرین نکردیم. تمرین نکردن باعث تپق زدن می‌شود. ببین عدم هماهنگی ذهن و زبان فوق‌العاده مهم است؛ زبان و بیانت آنقدر قوی نشده که یارای همراهی با ذهنت را داشته باشد در جاهایی که پیچیده است. “سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی” ببین من لحظه به لحظه باید تصور کنم و پشت سر همین جمله را به کار ببرم تا زبانم چالاک شود، دهانم چالاک شود؛ اینطور نباشد که نتوانم بگویم. برای مداحان همیشه این تمرین را می‌دهم که با ضرب انجام دهند. اینها حاج محمود کریمی خواند برای ولادت امام حسن (ع)؛ اگر سری بزند نگاه کند: به دل خراب ننه دیوونه اون لحظه به در خونه علی و فاطمه اول عاشقی. درسته، نفسم می‌گیرد عذرخواهی می‌کنم کمی ریه‌هایم دچار مسئله شد. خب باید توان این را داشته باشی که پشت سر کلمات را به کار ببری. همین معماهایی که بالای سن بعضی‌ها مطرح می‌کنند: افسر ارشد ارتش اتریش. پشت سر هم گفتن اینها به شما کمک می‌کند کمتر تپق بزنید و تپقتان را مدیریت کنید.

اسلاید آخر خیلی وقتتان را گرفتم، درباره مدیریت لهجه است. ببینید، اول نکته اول: ما از اینکه لهجه داریم خجالت نمی‌کشیم. بالاخره هر کدام برای بخشی از ایران عزیزمان هستیم که طور خاصی حرف می‌زند، گویش متفاوت است. پس از لهجه‌ام خجالت نمی‌کشم اما آن نکته اول یادتان: هر چیزی که باعث شود حواس مستمع از محتوا و مفهوم و معنایی که می‌خواهم برسانم پرت شود، بد است. لذا باید مدیریت کنیم. اگر بچه شمال، گیلان هستم بین گیلانی‌ها با لهجه بخوانم کسی نمی‌گوید چرا اینطوری خواندی. اگر آذری‌زبانم بین آذری‌ها با لهجه ترکی و آذری بخوانم کسی نمی‌گوید چرا؛ شاید اثرگذاری بیشتر داشته باشد. کرمانی، اصفهانی، جنوبی‌ام هیچ مسئله‌ای ندارد اما اگر آمدی در محیطی که فقط هم‌محلی‌ها نیستند، باید لهجه‌ات را یاد بگیری مدیریت کنی تا حواسشان پرت لهجه نشود.

نکته اول: تلفظ مصوت‌ها کوتاه بلند آ ای او او. مثلاً شمالی‌ها چیکار می‌کند ببین وقتی دهنش را می‌بندد و حرف می‌زند خیلی خوب تلفظ چیکار می‌کند دهنش را خوب وا نمی‌کند. یکی از مهم‌ترین تمرینات برای اینکه از لهجه – چه در تلفظ مصوت‌ها چه صامت‌ها یعنی تلفظ خود حروف، چه کلمات و چه جملات – کلاً همه را تقویت کند این است که کتاب خوب با بیان خوب نه محاوره نوشته شده بردارید، بروید در اتاق در را ببندید و شروع کنید کلمات را بلند بلند خواندن، کلمات را بلند ادا کنید، کاریکاتوری ادا کنید، دهانتان را بیش از حد باز کنید؛ نه اینکه در مداحی و سخنرانی این کار را کنید، در تمرین های فن بیان متوجه می‌شوید که دارید حتی کلمات را درست به کار می‌برید.

تلفظ صامت‌ها این است که بعضی اوقات سری حروف را اشتباه می‌گویید. مثلاً قاف متفاوت است با قاف اما ما همیشه می‌گوییم قالب؛ غالباً این کار را می‌کنند. قالب مثلاً دستگاه فلان؛ متفاوت است اولی قالب، دومی قالب. خیلی بهتر رعایت کنند. ما شمالی‌ها همه‌مان همیشه قالب یعنی راحت دقت کنیم آن حرف را. آذری‌زبان‌ها سری حروف شبیه گاف ادا می‌شود؛ اینها را جدا وقت بگذارید و تمرین کنید. کلمه را درست ادا، حرف را درست بگویید.

بعضی اوقات در تلفظ کلمات مثلاً چی مگه میشه ببین مگه میشه با هم فرق می‌کند یا می‌گوید حالت خوب هسته؛ آنجا هست، هسته نداریم هست. یا مثلاً شمال شرق گیلان آخرش که چیکار می‌کنی که این که اصلاً کاربردی در کلام ندارد این خاطر گویش ایجاد شده عادت چیکار می‌کنی تمام. یا در مازندرانی آخرش و به کار می‌برند. یا اصفهانی‌ها خیلی تمایل به حرف ا دارند و کشش آخر کلمات: حالت خوبه اصلاً کلاً می‌رود. اینها را باید دقت کنید. آن کتاب صوتی گفتم، کتاب را بلند بخوانید به شما کمک می‌کند. عزیز من کتاب صوتی خوب گوش بده و خوب اجرا کن، خوب گوش بده خوب اجرا کن کتاب صوتی و جملات. بعضی‌ها در به کار بردن جملات دچار مسئله هستند که چند مثال زدم برایتان.

پس برای لهجه چیکار کنیم: دهانمان را بیش از حد باز کنیم در خواندن‌ها، کتاب برداریم بلند بلند بخوانیم، سوم کتاب صوتی گوش دهیم و اجرا کنیم همراه با همان لحن و بعد ضبط کنیم تحلیل کنیم ببینیم فلان کلمه را اشتباه می‌گویم، فلان کلمه را با لهجه می‌گویم، فلان جمله را اینطوری گفتم، آهنگ کلام من شبیه محلی‌ها شده خیلی مهم است آهنگ آ مازندرانی‌ها نخیر این نقی بابای نقی اجرا می‌کرد. شما باید جملات استاندارد بنا به محتوا باشد.

خب مدیریت لهجه هم تمام شد. من مدیریت لهجه را در فصل تقویت بیان گفتم در دوره فن بیان. منو ببخشید اگر تعداد تکنیک‌هایی که ارائه دادم البته خداوکیلی در حد دو وبینار بوده این یک وبینار حداقل اینقدر مطلب گفته شده و واقعاً سعی کردم از صمیم قلب تکنیک‌هایی انتخاب کنم که همین الان برای شما کاربرد داشته باشد. اما اگر عزیز دل من، برادر من، خواهر من انتظار از خودت بالاتر است، من یک دوره فن بیان کامل مثلاً اینجا اگر مدیریت استرس که گفتم ۳۰ تا ۴۰ درصد مطالب دوره را ارائه دادم، بعد درباره تقویت بیان مفصل تکنیک ارائه کردم و بعد درباره صداسازی حدود ۷ تا ۸ تا ۹ تکنیک ارائه کردم، بعد درباره روش سخنرانی کردن چطور اصلاً محتوا جمع کنیم و درباره زبان بدن مفصل صحبت کردن. لهجه شاید فقط یک کلیپ ۱۵ تا ۲۰ دقیقه درباره لهجه صحبت کردم. لذا به بزرگی خودتان ببخشید اگر اینجا کوتاه‌تر گفتم، آنجا کامل پرداختیم و به لحاظ قیمت قول می‌دم این تایم صحبت در فن بیان را جایی پیدا نمی‌کنید. مثلاً بیشتر از ۶ دوره دیده‌ام، شاید ۲۰ کتاب دیده‌ام تا ببینم محتوای آماده‌شده چند درصد محتوای بقیه است. واقعاً حس می‌کنم بعضی دوره‌ها اندازه یک سرفصل ما محتوا دارد، بعضی کل دوره یک ساعت و نیم است من فقط یک فصل یک ساعت و نیم فقط مدیریت استرس توضیح دادم. لذا خواهشم این است که اگر واقعاً می‌خواهی رشد کنی برای خودت، وقتت، این سرمایه را هزینه کن و برو بالا. به خدا قسم هیچ چیزی مهم‌تر از عمر شما نیست؛ اینکه بتوانید مسیر چندساله را با تجربه با یک دوره آموزشی طی کنید. آرزوی ما روضه‌خوان شدن شما، سخنران شدن شما، حرفه‌ای شدن شماست که ما هم سهم داریم در این مسیر. هر چقدر بهتر بخوانید، ما هم سیدالشهدا (ع) نگاه ویژه‌تری دارد. همتون را به خدای مهربان می‌سپارم ان‌شاءالله که هرجا هستید صحیح و سالم باشید.

دیدن این ویدیو در آپارات

پربازدید ترین ها
خبرنامه
اشتراک گذاری

اشتراک گذاری لینک صفحه !

محتوای مشابه

مقتل کاربردی فاطمیه اشتباهات رایج در روضه فاطمیه؛ از فشرده‌سازی ...

نغمات روضه را اصولی بشناسید و با کاربرد دستگاه‌های شور، ...

روش اجرا روضه؛ از مدیریت استرس تا استفاده از زمزمه ...

یکی از گره‌های ذهنی که بسیاری با آن مواجه‌اند این ...

وبینار: چرا روضه نمی‌خوانیم؟ مقدمه و سلام با عرض سلام، ...

صدا سازی در مداحی ...
مسیر مداحی و روضه خوان شدن با متد جدید آموزش ...
ارسال دیدگاه
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

روش دریافت کد تایید

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
کد تایید از طریق بازوی "رمز یکبار مصرف (OTP)" در پیام رسان بله برای شما ارسال شد"
برای دریافت کد تایید، شماره زیر را با موبایل خود به صورت کاملاً رایگان شماره گیری کنید"
تا لحظاتی دیگر برای اعلام کد تایید با شما تماس خواهیم گرفت
ارسال مجدد کد تا دیگر

روش دریافت کد تایید

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
جستجو